ی شاخه نیلوفر - تاریخ: 1391/3/24 ساعت: 21:49
 سايه تار ز مرز خوابم مي گذشتم،يك يك نيلوفر روي همه اين ويرانه ها فرو افتاده بود . كدامين باد بي پروا دانه اين نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد ؟ *** در پس درهاي شيشه اي رؤياها، در مرداب بي ته آيينه ها، هر جا كه من گوشه اي از خودم را مرده بودم يك نيلوفر روييده بود . گويي او لحظه لحظه در تهي من مي ري...